السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

78

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

بىگناه بدون هيچ دليلى به مسلخ كشيده شوند « 1 » و اموال عمومى دستخوش حيف و ميل گردد « 2 » و حدود و احكام الهى تعطيل شده ، پويايى خود را از دست بدهد « 3 » و سرانجام مقدرات مردم بازيچهء خلفا و سلاطين جور قرار گيرد و غنائم و سرزمين‌ها ، از آن قريش باشد و خلافت همچون توپى شود كه كودكان بنى اميه با آن بازى كنند « 4 » . بنابراين واقعيت خارجى جريان رهبرى دعوت اسلامى

--> ( 1 ) - ، ابن اثير در جلد سوم تاريخش ، صفحه 487 از حسن بصرى كه يكى از بزرگ‌ترين و مشهورترين تابعين بود ، نقل مىكند : معاويه چهار خصلت داشت كه اگر فقط يكى از آنها را داشت ، گناهكار بود : با امت با شمشير برخورد كرد ، به طورى كه در مورد حكومت از كسى مشورت نمىگرفت ، در حالى كه در ميان امت صحابه‌اى وجود داشتند كه داراى فضيلت بودند ؛ پس از خودش يزيد دائم الخمر را خليفه كرد ؛ « زياد » را به خود منسوب نمود و بالاخره حجر بن عدى و ياران او را كشت . واى بر او از حجر ! واى بر او از حجر و يارانش ! ( 2 ) - ، التاج الجامع للاصول ، ج 5 ، ص 310 ؛ العدالة الاجتماعية في الاسلام ، شهيد سيد قطب ، ص 231 . ( 3 ) - رجوع كنيد به آن‌چه سيوطى در تاريخش ، ص 209 و بعد از آن در مورد جنايات يزيد از قبيل به قتل رساندن امام حسين عليه السّلام و به اسارت در آوردن اهل بيت او و به منجنيق بستن كعبه و قتل و تجاوز به نواميس مردم مدينه ، ذكر كرده است . ( 4 ) - مراد مؤلف كلام ابو سفيان ، خطاب به عثمان هنگام به دست گرفتن خلافت است . ر . ك : تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 209 ؛ النزاع و التخاصم بين بنى هاشم و بنى اميه ، مقريزى ، ص 56 ، تحقيق دكتر مونس .